
راه اندازی موتور سه فاز توسط کلید اهرمی چپگرد و راستگرد
ترمزها:
1-ترمز جریان مخالف
2-DC
3-سه سر اتصال
-4لنتی
در موتورهای آسنکرون برای از حرکت بازداشتن سریع موتور می توان از ترمز الکتریکی استفاده نمود.این نوع ترمز تنها تا زمان از حرکت ایستادن موتور موثر می باشد.در اینجا به بررسی دو نوع ترمز متداول الکتریکی اشاره می کنیم.
الف)ترمز به وسیله ی اعمال جریان مخالف:
با تعویض جهت گردش موتور توسط تعویض جای دو فاز می توان یک موتور آسنکرون سه فاز را خیلی سریع ترمز نمود.
ب)ترمز به وسیله ی اعمال جریان مستقیم:
اگر سیم پیچ استاتور یک موتور آسنکرونتوسط جریان DC تغذیه شود در آن میدان مغناطیسی ثابتی (غیر دوار( ایجاد می گردد.در صورتی که روتور در این میدان مغناطیسی بچرخد در داخل هادی های اتصال کوتاه آن جریان القایی به وجود می آید و باعث گشتاور ترمز کننده می شود.از این خاصیت می توان برای ایجاد ترمز در موتور آسنکرون استفاده نمود.
لیمیت سوئیچ ها:
لیمیت سوئیچ ها کلیدهای مکانیکی هستند که معمولا در ابتدا و انتهای یک سیستم نصب می گردند,برای محدود کردن مورد استفاده قرار می گیرند.موارد استفاده ی آن در آسانسورها,بالابرها,درب های برقی کشویی,…
لیمیت سوییچ ها از نظر دسته بندی به پنج دسته تقسیم می شوند:
-1لیمیت سوئیچ اهرمی
-2لیمیت سوئیچ اهرمی قرقره ای
-3قرقره ای یک طرفه
-4قرقره ای دو طرفه
-5میکروسوئیچ آنتنی
مزایای دستگاه کنترل فاز:
-1تشخیص تغییر توالی فاز
-2تشخیص سریع قطع یک فاز
-3تشخیص سریع کاهش ولتاژ شبکه
-4قابلیت انتخاب زمان وصل پس از رفع خطا
تایمر:
مجموعه کلیدی است که دارای یک سری تیغه های باز و بسته می باشدکه با وصل برق به تغذیه ی آن بعد از زمانی که ما برای آن تعریف نمودیم عمل می کند به طوریکه تیغه های باز را بسته و تیغه های بسته را باز می کند و با قطع تغذیه ی آن تیغه ها به حالت اولیه ی خود باز می گردد.تامرها از لحاظ عملکرد به دو دسته تقسیم می شوند:
-1تایمر با تاخیر زمانی:
الف)الکتروموتوری
ب)الکترونیکی
-2تایمر با تاخیر در قطع:
بادی(پنیوماتیکی (

بی متال از دو فلز غیر هم جنس با ضریب انبساط طولی متفاوت تشکیل شده است که در اثر افزایش حرارت تغییر شکل می دهد که این باعث قطع و یا وصل یک کلید می شود.یک بی متال خوب مطابق استاندارد باید دارای شرایط زیر باشد:
-1در بار نامی مدار را قطع ننماید.
2-اگر جریان عبوری به اندازه ی پنج درصد بیشتر از جریان تنظیم شده روی بی متال باشد,باید بی متال در مدت زمان بیشتر از دو ساعت مدار را قطع کند.
-3اگر جریان عبوری به اندازه ی بیست درصد بیشتر از جریان تنظیم شده باشد در این حالت باید در کمتر از دو ساعت مدار را قطع کند.
4-اگر اضافه بار بیشتر از پنجاه درصد باشد,در این حالت بی متال باید در زمان کمتر از دو دقیقه مدار را قطع کند.
-5اگر جریان عبوری از بی متال شش برابر جریان تنظیم شده باشد,در این حالت کلید قطع کننده باید در زمان بین دو تا پنج ثانیه مدار را قطع کند.
توجه:در حالت سری,مصرف کننده ای که مقاومت بیشتر دارد,بع علت افت ولتاژ بیشتر نور بیشتری تولید می کند.هرگاه دو لامپ 60 وات و 100 وات سری باشند,نوری که لامپ 60 وات تولید می کند بیشتر است.اما در مواردی که دو مصرف کننده موازی اتصال داده شوند,مصرف کننده ای که توان بیشتری دارد,نور بیشتری تولید می کند.
کلید ها:
:stopکلیدی است که در حالت طبیعی بسته می باشد,با قرار دادن دست روی آن باز می گردد.این کلید همیشه به رنگ قرمز است. Normal Close(NC)
Start:این کلید در حالت طبیعی باز است.همیشه به رنگ سبز یا مشکی می باشد.این کلید را برای راه اندازی موتورها استفاده می کنیم. Normal Open (NO)
دوبل:در این کلید ابتدا stop باز می شود سپس start بسته می شود.
کنتاکتور:مجموع کلیدی است که دارای یک سری تغیغه های باز و بسته می باشد که با وصل برق به دو سر بوبین آن عمل می کند,تیغه های باز را بسته و تیغه های بسته را باز می کند.با قطع جریان بوبین آن به واسطه ی فنرهای تعبیه شده در آن تیغه ها به الت نخست باز می گردد.کنتاکتور دارای تیغه های قدرت و فرمان می باشد.
تله خط چیست
تله خط یا تله موج بعنوان اصلی ترین بخش سیستم PLC و بخش فشارقوی آن میباشد ذیلاً ساختمان، نحوه نصب و مشخصات فنی اجزاء آن تشریح میگردد:
ساختمان تله خط
یک تله خط از 3 جزء موازی که عبارتند از:
|
1- پیچک اصلی |
MAIN COIL |
|
2- وسیله تنظیم |
|
|
3- وسیله حفاظت |
PROTECTION DEVICE |
تشکیل شده است. یک تله خط بصورت سر در شبکه قرا میگیرد .
الف) نصب بصورت آویزی SUSPENSION MOUNTING
در این روش، تله خط توسط چند زنجیره مقره آویزی به کنترل ورودی خط هوایی وصل میگردد و در این حالت میبایستی تغییرات یا کاهش فاصله فازها ناشی از نصب تله موج را در نظر گرفت. در این وضعیت گاهاً تله موج توسط سیم فولادی به زمین مهار میشد تا در حین وزش باد، مشکلات مربوط به کاهش فاصلههای مجاز و نوسان تله خط رخ ندهد. (ANCHOR RING)
ب) نصب بر روی پایه PEDESTAL MOUTING
در این روش تله خط توسط مقرههای اتکایی بر روی استراکچر نصب خواهد شد. در ولتاژهای بالا با بزرگتر و سنگینتر شدن موجها این روش مرسوم تر است لکن در سطوح ولتاژ تا 145 کیلوولت امکان نصب تله خط بر روی ترانسفورماتور ولتاژ خازنی نیز وجود داشته و بکار میرود.
وظائف تله خط
یک تله خط وظائف عمده ذیل را بر عهده دارد:
الف) حفظ یک امپدانس تعریف شده بدون توجه به شرایط بهرهبرداری در شبکه فشار قوی پشت تله خط. (این ویژگی تله خط مانع اتلاف بیهوده قدرت سیگنال کاریر در اثر نشت آن به شبکه پشت تله خط خواهد شد).
ب) محدود کردن سیگنالهای مخابراتی به بخش از شبکه انتقال انرژی که تله خط در انتهای آن قرار دارد (شبکه مخابراتی) و جلوگیری از نفوذ این سیگنالها به شبکههای مجاور.
مشخصات فنی تله خط
اصولاً مشخصات فنی یک تله خط را میتوان به دو گروه مشخصات یا رفتار تله خط در شبکه مخابراتی و رفتار خط در شبکه انتقال انرژی تقسیم نمود که عبارتند از:
الف) مشخصات مخابراتی
اندوکتانس نامی، مشخصات فرکانسی، امپدانس و مقاومت سدکننده، تلفات نشتی
، پهنای باند، فرکانس میانی، ظرفیت، فرکانس تشدید خودی، ضریب Q
ب) مشخصات مربوط به نیازهای شبکه، انتقال انرژی
اندوکتانس پیچک اصلی در فرکانس شبکه جریان دائم نامی، جریان کوتاه مدت نامی، اضافه بارهای کوتاه مدت، تلفات و افت ولتاژ در طول تله خط، سطح عایقی و حفاظتی، مشخصات حرارتی و مکانیکی.
ذیلاً پارامترهای نسبتاً مهمتر تشریح میگردد و جهت بقیه موارد میتوان به مراجع عنوان شده رجوع کرد.
مشخصات مهم پیچک اصلی
پیچک اصلی در واقع نقش یک اندوکتیوتیه را به عهده دارد و همراه با TUNING DEVICE یک فیلتر با یک باند قطع در محدوده فرکانسی KHZ500-30 را تشکیل میدهند.
1- اندوکتانس ظاهری پیچک اصلی APPARENT INDUCTANCE
که از تقسیم راکتانس بر فرکانس زاویهای بدست میآید.
2- اندوکتانس پیچک اصلی در فرکانس شبکه انتقال انرژی LP
(POWER FREQUENCY INDUCTANCE)
به اندوکتانسی پیچک اصلی در فرکانس شبکه انتقال انرژی اطلاق میشود.
3- اندوکتانس حقیقی پیچک اصلی Lt TRUE INDUCTANCE
به اندوکتانس خودی در یک فرکانس از پیش تعیین شده اطلاق میگردد.
4- اندوکتانسی نامی پیچک اصلی (KTn)
به اندوکتانسی پیچک اصلی در فرکانس KHZ100 اطلاق میگردد و مقادیر استاندارد آن 2/0، 25/0، 35/0، 4/0، 5/0، 1 و 2 میلی هانری است.
تذکر:
اندوکتانس یک پیچک با هسته هوایی (همانند تله موج) از دو مولفه تشکیل شده است:
الف) اندکتانس خارجی (EXTERNAL INDUCTANCE) که متناظر شار مغناطیسی جاری در خارج هادی پیچک است.
ب) اندوکتانس داخلی (INTERNAL INDUCTANCE) که متناظر شار مغناطیسی جاری درون هادی پیچک است.
بدلیل وجود آثار جابجایی الکتریکی [(اثر پوستی (SKIN EFFECT) و اثر مجاورت (PROXIMITY EFFECT)] مقدار اندوکتانس داخلی با افزایش فرکانس کاهش مییابد.
![]() |
LTn به مولفههای مخابراتی سیستم بستگی دارد و هرچه بزرگتر باشد باند قطع وسیعتر خواهیم داشت. ولی در عوض تله خط بزرگتر گرانتر خواهد بود. هرچه تفاوت LP و LtN در مقدار تعریف شده LtN کمتر باشد تله خط نوع مرغوب تری است زیرا اولاً ولتاژ نامی PD کمتر است لذا ضریب حفاظتی بالاتری خواهیم داشت ثانیاً کاهش LP، باعث کاهش تلفات حرارتی و تنشهای مکانیکی در حین اتصال کوتاه میگردد.
5- جریان دائمی نامی (CONTINUOUS RATED CURRENT – IN)
بنابر تعریف جریان دائم نامی یک تله خط (IN)، حداکثر مقدار موثر جریان با فرکانس شبکه انتقال انرژی است که میتوان بطور دائم، بدون آنکه افزایش درجه حرارت پیچک اصلی از حدود مشخص شده تجاوز نماید از پیچک اصلی عبور کند. مقادیر استاندارد عبارتند از:
4000-3150-2500-2000-1600-1250-1000-800-630-400-200-100
مقادیری که زیر آنها خط کشیده شده است ترجیح داده میشوند.
6- جریان کوتاه مدت نامی (RATED SHORT – TIME CURRENT – I KN
طبق تعریف این مشخصه مقدار موثر مولفه دائم جریان اتصال کوتاه است که میتواند به مدت معین آنکه آسیب مکانیکی یا حرارتی به تله خط وارد شود از پیچک اصلی آن عبور نماید مقادیر استاندارد این جریان عبارتند از:
KA 80-63-50-40-5/31-25-20-16-10-5-5/2
مقادیر ارجح با زیر خط مشخص شدهاند.
مقدار پیک جریان اتصال کوتاه در نیم سیکل اول، 55/2 برابر مقدار موثر آن فرض میشود.
IKm= 2.55 IKN
7- استقامت الکتریکی در امتداد یک تله خط
(INSULATION ACROSS A LINE TRAP)
تعریف شده است جدول زیر مقادیر نامی این اعداد را بیان میکند:
|
EMERGENCY PERIOD (PERCENTAGE OF IN) |
AMBIENT TEMPERATURE (0C) |
||
|
60 min |
30 min |
15 min |
|
|
120 |
130 |
140 |
+40 |
|
125 |
135 |
145 |
+20 |
|
130 |
140 |
150 |
0 |
|
135 |
145 |
155 |
-20 |
|
140 |
150 |
160 |
-40 |
مشخصه های وسیله تنظیم TUNING DEVICE – TD
یک وسیله تنظیم مجموعهای از خازنها، سلفها و مقاومتها است که از نظر فیزیکی داخل پیچک اصلی و از نظر الکتریکی موازی آن هستند.
در حالی که اندوکتانس نامی پیچک اصلی پهنای باند قابل استفاده در شبکه مخابراتی را مشخص میکند، آرایش و مقادیر الکتریکی عناصر داخلی وسیله تنظیم، مشخصه فرکانس کاریر تله خط را مشخص میکند:
معمولاً تله خط از نظر فرکانس قطع به صورتهای زیر موجود است:
الف) تله خط با یک فرکانس قطع
ب) تله خط با دو فرکانس قطع
ج) تله خط با باند قطع گستره
1- امپدانس سد کننده تله خط BLOCKING IMPEDANCE – Zb
امپدانسی مختلف (Zb) یک تله خط در محدوده فرکان کاریر، امپدانس سدکننده تله خط نامیده میشود حالت ایده آل مقدار بینهایت این امپدانس است که در عمل امکان پذیر نبوده و نتیجتاً سعی میگردد که (Zb) دارای یک امپدانس بزرگ باشد.
مدار زیر اثر امپدانس مسدود کننده را روشن میکند.
(ZL): امپدانس موجی خط انتقال (در حدود 200 تا 600 اهم)
(Zin): امپدانسی ورودی مجموعه سری خازن کوپلاژ – وسیله کوپلاژ که فرض میشود برابر با امپدانس موجی خط انتقال باشد.
(Zb): امپدانس سدکننده تله خط
(Zl): امپدانس شبکه پشت تله خط
(Uo): ولتاژ فرکانس بالای ارسالی توسطPLC
(U1): ولتاژ فرکانس بالای دریافتی در محل اتصال تله خط و خازن کوپلاژ به خط انتقال
(U2): ولتاژ فرکانس بالای نفوذی به شبکه پشت تله خط
هر چه U1 بزرگتر باشد عملکرد تله خط، ایده آلتر است و تلفات سیگنال ارسالی U0 از امپدانس سد کننده غیر بینهایت تله خط (Z0) وارد شبکه مجاور با امپدانس (Z1) شده و زمینه اختلالات مخابراتی در شبکه پشت تله خط را فراهم میکند. هرچه ولتاژ نفوذی (U2) کوچکتر باشد تله خط عملکرد ایدهآلتری داشته و میزان تداخل مخابراتی در شبکه مجاور کمتر خواهد بود.
از نظر ریاض میزان تضیف دامنه سیگنال کاریر با کمیت تلفات نشتی تله خط و میزان نفوذ سیگنال کاریر به شبکه پشت تله خط با کمیت «مشخصه تضیف تله خط» بیان میشود.
2- تلفات نشتی (TAPPING LOSS – At)
همانطوری که بیان شد میزان تضعیف سیگنال کاریر ارسالی (U0) به مشخصات سیستم یعنی به امپدانس موجی خط انتقال (Z1)، امپدانس ورودی مجموعه خازن کوپلاژ- وسیله کوپلاژ (Zin)، امپدانس سدکننده تله خط (Zb) و امپدانس مشخصه شبکه پشت تله خط (Z1) وابسته بوده و توسط کمیت At سنجیده میشود. طبق تعریف نسبتاً دامنه ولتاژ دریافتی اگر تله خط، امپدانس سدکننده بینهایت داشته (U0/2) به دامنه ولتاژ دریافتی واقعی (U1) که به سبب وجود اتصال شنت تله خط تضعیف میشود را تلفات نشتی (At) گویند. (این عدد برحسب واحد دسی بل بیان میشود).
تذکر:
امپدانس (Zb) شامل یک مولفه اهمی و یک مولفه غیر اهمی، غیرخطی است که وابسته به فرکانس میباشد. در بعضی از فرکانسها این مولفه با مولفه غیراهمی (Z1) به حالت تشدید درمیآید لذا مجموع (Zb+ Z1) تقریباً برابر مقاومت اهمی خواهد شد لذا برای اینکه تضعیف موج شدیدی رخ ندهد لازم است که مقدار مقاومت اهمی (Rb) نسبتاً بزرگ باشد و ATr در واقع تلفات نشتی با حالت Zb+Z1=Rb میباشد.
مشخصه های وسیله محافظ (PROTECTIVE DEVICE – PD)
1- جریان تخلیه نامی RATED DISCHARGE CURRENT
مطابق استاندارد این مقدار تحت هیچ شرایطی نباید از جریان نامی برقگیرهای پست کمتر باشد که نتیجتاً 10 کیلوآمپر خواهد بود.
2- ولتاژ نامی:
ولتاژ نامی وسیله محافظ براساس اضافه ولتاژهای موقت تعریف شده مشخص میگردد و مقدار ولتاژ نامی باید بیش از اضافه ولتاژهای موقت باشد و مقاومت عایقی پیچک اصلی و TD باید حداقل 30% بیشتر از سطوح عایقی PD باشد.
به طور کلی مشخصات مربوطه به اجزاء داخلی یک تله خط به قرار زیر باین میشود:
الف) مشخصات پیچک اصلی:
1- RATED INDUCTANCE (mH)
2- POWER – FREQUENCY INDUCTANCE (mH)
3- RATED CONTINUOUS (A)
4- RATED POWER FREQUENCY (HZ)
5- RATED SHORT – TIME CURRENT (ka) AND DURATION (S)
ب)مشخصات وسیله تنظیم:
1- FREQUENCY BAND (KHZ)
2- BLOCKING IMPEDANCE (MIN. VALUE) ![]()
3- BLOCKING RESISTANCE (MIN. VALUE) ![]()
4- RATED IMPULSE PROTECTIVE LEVEL (KV)
ج) مشخصات ضربه گیر:
1- RATED VOLTAGE (KV)
2- RATED FREQUENCY (HZ)
3- NOMINAL DISCHARGE CURRENT (KA)
4- LONG – DURATION DISCHARGE CLASS
منبع:جزوه ی دانشگاهی خودم
گردآورنده:آقای مهدیار براتی
الف) تله خط (LINE TRAP) یا تله موج (WAVE TRAP)
ب) خازن کوپلاژ COUPLING CAPACTOR
ج) وسیله کوپلاژ COUPLING DEVICE (CD) یا جعبه تطبیق امپدانس LINE MATCHING UNIT (LMU)
د) کابل هم محور COAXIAL CABLE
هـ) فرستنده و گیرنده POWER LINE CARRIER PLC
استاندارد مربوط به تله خط استاندارد IEC 353 میباشد.
قبل از تعریف هر یک از اجزاء فوق، ابتدا به تشریح عملکرد یک سیستم PLC میپردازیم.
کل ذیل اصول کار و عناصر اصلی یک سیستم PLC رانشان میدهد. اتصال یک سیستم PLC به شبکه فشار قوی ممکن است بصورت تکفازه، دوفازه، یا سه فازه انجام گیرد. تله خط 3 بصورت یک صافی میان نگذر عمل کرده و مانع ورود سیگنالهای مخابراتی 4 به پست فشارقوی 2 میگردد در عین حال سیگنالهای مخابراتی 4 به پست فشار قوی 2 میگردد در عیرن حال سیگنال انرژی 1 (50 هرتز) به راحتی از تله 3 عبور مینماید. از طرف دیگر خازن کوپلاژ 5 و وسیله کوپلاژ 6 نقش مشابهای را ایفاء مینماید این عناصر با ایجاد یک صافی بالاگذر، ضمن اینکه مانع ورود سیگنالهای انرژی 1 میشوند از طریق یک کابل هم محور مسیر کم مقاومتی را تا سیستم PLC برای سیگنالهای مخابراتی 4 فراهم میکنند.
1- ENERGY PATH
2- SUBSTATION
3- LINE TRAP
4- COMMUNICATIONS SIGNAL PATH
5- COUPLING CAPACITOR
6- COUPLING UNIT
7- PLC EQUIPMENT
8- HIGH – VOLTAGE LINE
تله خط
تجهیزاتی هستند که بدلیل نیازهای شبکه مخابراتی، بصورت سری با شبکه انتقال انرژی نصب میشوند و دارای سه جزء عمده و موازی پیچک اصلی (MAIN COIL)، وسیله تنظیم (TUNING DEVICE) و وسیله محافظ (PROTECTIVE DEVICE) که عموماً برقگیر است میباشد و نقش یک فیلتر با یک یا چند فرکانس قطع و یا یک باند قطع را در شبکه خارجی رخ داده است فراهم میکنند و تداخل میان شبکههای مجاور را به حداقل میرساند.
شکل ذیل ارتباط یک ساله خط با تجهیزات دیگر سیستم PLC را نشان میدهد.
اتصال مستقیم وسیله کوپلاژ CD و سیستمPLC به خطوط فشار قوی عملی نیست معمولاً از یک خازن فشارقوی که خازن کوپلاژ است برای این منظور استفاده میشود خازن کوپلاژ CC همراه با وسیله کوپلاژ CD باند فرکانسی قابل کاربرد سیستم مخابراتی PLC را تعیین مینماید، محدوده فرکانسی مورد استفاده در سیستمهای PLC بین KHZ30 تا KHZ500 قرار داشته و ظرفیت خازن کوپلاژ حداقل فرکانس قابل استفاده را مشخص میکند بعبارت دیگر با افزایش ظرفیت خازن کوپلاژ میتوان تبادل اطلاعات را در فرکانسهای پائینتری انجام داد.
مقدار TYPICAL خازن کوپلاژ در حدود چند nf است. در ولتاژهای انتقال 400 و 230 کیلوولت که به تعداد کانالهای بیشتر و پهنای باند بزرگترین نیاز است باید خازن کوپلاژ با مقدار ظرفیت بیشتری نسبت به ولتاژهای فوق توزیع 132 و 63 کیلوولت در نظر گرفت.
وسیله کوپلاژ یا جعبه تطبیق امپدانس
طبق تعریف آنچه میان تجهیزات فشار قوی و سیستم مخابراتی PLC واقع میشود وسیله کوپلاژ CD یا جعبه تطبیق امپدانس LMU خوانده میشود این وسیله وظائف زیر را بر عهده دارد:
1- وارد و خارج کردن سیگنالهای PLC به شبکه فشارقوی خطوط هوایی و کابلهای زیرزمینی
2- عبور ترانزیت سیگنال کاریر در پستهای میانی حدفاصل مبداء و مقصد
3- تطبیق امپدانس میان خط انتقال فشارقوی و سیستم PLC
4- تفکیک الکتریکی و الکتروشیمیایی سیستم PLC از شبکه فشارقوی
به منظور اتصال وسیله کوپلاژ CD ازیک کابل هم محور استفاده میشود امپدانس موجی این کابل توسط استاندارد IEC در حالت معادل 150 اهم تعیین شده و برای حالت نامتعادل 75 اهم تعیین شده که مطابق استاندارد ایران 75 اهم استفاده خواهد شد.
این وسیله وظیفه ارسال و دریافت سیگنالهای مخابراتی را به عهده دارد. محدوده فرکانسی مورد استفاده در سیستمهای PLC بین KHZ30 تا KHZ500 میباشد حد بالا به علت وجود نویز زیاد در فرکانسهای بالاتر از این حد در شبکههای قدرت و حد پائین بدلیل اقتصادی انتخاب شدهاند.
انواع سیگنالهایی که باید توسط سیستم PLC مخابره شوند (صحبت، مدیریت انرژی و حفاظت) بصور گوناگون در یک باند فرکانس مطلوب در محدوده 30 الی 500 کیلو هرتز مدوله میشوند لذت برای هر کانال ارتباطی مرکب ازیک باند فرکانسی برای ارسال اطلاعات و یک باند فرکانسی دیگر برای دریافت آنها، حداقل به پهنای باندی در حدود 8 کیلوهرتز نیاز داریم.
منبع:جزوه ی دانشگاهی خودم
گردآورنده:آقای مهدیار براتی
تله موج چیست KINE TRAP
با توجه به توسعه شبکه های انتقال انرژی الکتریکی، نیاز به ابعاد ارتباط و ارسال اطلاعات از مرکز تولید، پستهای انتقال و مراکز مصرف و مراکز کنترل غیرقابل اجتناب است. معمولاً اطلاعات و سیگنالهای ارسالی شامل سیگنالهای کنترلی، سیگنالهای نشاندهنده (INDICATION) و سیگنالهای اندازه گیری (MEASURING) می باشند. ارسال این اطلاعات و سیگنالها به چندین طریق ممکن است:
الف) استفاده از شبکه مخابراتی عمومی شهری
ب) استفاده از سیم جداگانه در کنار خطوط برق فشار قوی (سیم پایلوت)
ج) استفاده از ارتباط رادیویی با فرکانس بالا
د) استفاده از خطوط یا شبکه فشارقوی بعنوان کانال ارتباطی (PLC)
روش الف): بعلت ترافیک سنگین شبکه تلفنی و عدم تامین قابلیت اطمینان مورد نظر سیستمهای فشارقوی توسط شبکه تلفنی مورد استفاده قرار نمیگیرد.
روش ب): ساده ترین روش مورد استفاده است در این روش سیم جداگانهای بر روی دکل های فشارقوی بکار برده شده و یا در کنار کابلهای زیرزمینی در خاک مدفون میگردد برای هر کانال ارتباطی، یک جفت سیم مورد نیاز است. این روش برای مسافات و فواصل کم و تعداد کانالهای ارتباطی محدود ارزانترین روش است اما بعلت حساس بودن در برابر حوادث طبیعی و مسئله القاء ولتاژ فشار قوی و گران بودن سیستم جهت استفاده در فواصل طولانی و مواقعی که تعداد کانالهای مورد نیاز زیاد هستند کاربرد گستردهای ندارد.
روش ج): وقتی مقرون به صرفه است که تعداد کانال ارتباطی زیاد باشد ولی برای تعداد کانال کم روش مقرون بصرفهای نیست و ضمناً محدودیتهای استفاده از سیستمهای رادیویی از مشکلات دیگر این روش میباشد، لذا این روش کاربردی جهت منظور ما نخواهد داشت.
روش د): در واقع روش استفاده از خطوط انتقال جهت ارسال سیگنالهای مختلفی نظیر مکالمات تلفنی، کنترل، اندازه گیری و حفاظت از راه دور مرسومترین روش میباشد. این روش به روش POWER LINE CARRIER یا PLC نیز مرسوم است. مزایای این روش عبارتند از:
1- از کیفیت ارسال اطلاعات خوبی برخوردار است.
2- مخارج آن ثابت است.
3- دارای برد عملیاتی نسبتاً وسیعی است (در مورد خطوط هوایی تا چند صد کیلومتر بدون نیاز به وجود تکرار کننده)
4- به صورت دربست در اختیار مصرف کننده قرار دارد.
5- قابلیت دسترسی و اطمینان آن زیاد است (بدلیل عدم نیاز به نگهداری زیاد و سرعت در تعمیر خطوط انتقال نیرو)
منبع:جزوه ی دانشگاهی خودم
گردآورنده:آقای مهدیار براتی